آهــــــو

باز خل شدم

امروز پنج شنبه،
باز يه هفته ديگه گذشت،هر لحظه منتظر لحظه بعدي هستم و همش منتظرم که معجزه اي اتفاق بيافته ، بعد وقتي به عقب نيگا ميکنم ميبينم که روزاي زندگي تند و تند دارن ميگذرن.
نميدونم چرا همش فکر ميکنم زندگي بر وفق مراد نيست .از خودم انتظارات زياده از حد دارم.يکي به من بگه که هيچکس کامل نيست.نميدونم نميدونم ........
مدتهاست با خدا حرف نزدم.آخه من و خدا با هم قرار مدارايي داريم!
همش کار کار کار آخرش چي.اميدوارم يه روز به آرزوم برسم.راستي همقطاراي خوبم ،ممنون که به وبلاگ من سر ميزنين ولي اگه برام پيغام هم بذارين خوشحال تر ميشم .
دلم ميخواد برم سفر سفر سفـر
از اون سفر هايي که عاشقشم
+ آهو ; ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٧/٢٤
    پيام هاي ديگران ()