آهــــــو

 

اولين تجربه ي انشاي دخترك در كلاس سوم.«خاطره ي تابستان خود را بنويسيد:»

 

من در تابستان به كلاس زبان رفتم. در آنجا حروف انگليسي را آموختم. من در كلاس زبان كلمه هم ياد گرفتم. من در آن جا اشكال زيادي آموختم. ما در آن كلاس (18) نفر بوديم. من با 18 نفر آنها دوست شدم. درس هاي آنجا خيلي راحت بود اما مشق هايش مثل كلاس دوم زياد بود. من به موسسه ي شكوه رفتم. من با سرويس مي رفتم و مي آمدم. نام راننده ي سرويس آقاي رزاقي بود اما ما به او آقاي زرافه مي گفتيم.

پايان

 

 

 

+ آهو ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()