آهــــــو

 

دکتر آنتی بيوتيک های قوی داده که بخورم. درد خفيف هنوز هم هست. بعد از تمام شدن چرک خشک کن ها اگر درد ادامه داشت بايد دوباره به سراغش بروم. دو فيلم کافه ستاره و گرگ و ميش را با دوست عزيزم ديديم.کافه ستاره فيلم قشنگی ست. مخصوصا صحنه آخر آهسته ی عروسی و موزيک متن غمگين با هم تضاد عجيبی ايجاد کرده بودند که به دلم نشست. گرگ و ميش هم فيلمی به شدت گيشه ای ست. اما به روشنفکران وبلاگستان برنخورد اگر بگويم دوستش داشتم. هيجان جالبی داشت و همين که قهرمان فيلم زن بود کافی بود که داستان فيلم را دنبال کنم تا به آخرش برسم! زندگی هم مثل هميشه در جريان است. شنبه کسل کننده با خبر مرگ اوريانا فالاچی کامل شد. الان هم اين مطلب را آنلاين می نويسم. و به خودم قول دادم که فقط چيزی نوشته باشم. می خواهم اين خودسانسوری را کنار بگذارم و از هر چيزی که در فکرم می گذرد حرف بزنم. بدون هراس از پسنديده نشدن يا هر چيز ديگر. راستی یک چیز دیگر. من و دوست عزیزم تصمیم گرفتیم تقریبا تمام هتل های قدیمی تهران را تست کنیم. مثلا دیروز هم سری به هتل انقلاب امروز و رویال سابق در خيابان تخت جمشید زدیم. جالب اینجاست که با آن فضای بزرگ و آرام هتل قیمت کافی شاپ تقریبا نصف کافی شاپ های دیگر تهران تمام شد. به اضافه اینکه مفتی مفتی کلی هم خارجی دیدیم!! .. همين الان اين را هم بگويم که با گذشت چند روز از تعطيلی شرق تازه امروز کاريکاتور جنجالی اش را ديدم. و به انجمن حمایت از حیوانات هم (به قول نیک آهنگ کوثر) در ادامه این راه پر فراز و نشیب خسته نباشید می گویم!!! .. تازه يک چيز ديگر اينکه نمی دانم چرا ولی از آمدن پاييز خيلی خوشحالم. دخترک هم امروز می آيد خانه. سه روز رفته بود مهمانی و من گمش گرده بودم. انگار که سه سال بود که نبود ..

همين ديگر. خيلی چيزهای ديگر هم هست. اما آنها را نمی نويسم. می خواهم برای خودمان نگهشان دارم ..

+ آهو ; ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/٢٥
    پيام هاي ديگران ()