آهــــــو

 

چيکار کنم من اينم...
تنها که توي خيابون راه ميرم پاهامو محکم ميکوبم زمين و سرمو بالا ميگيرم.اگه مردي با نگاه هيزش بخواد نگاهم کنه از خشونت و بي اعتنايي نگاهم ميفهمه که نميتونه منو با بار سنگين نگاهش مغلوب کنه.
اما وقتي با اون زير بارون راه ميرفتم کفشم همش ليز ميخورد!و بازوي منو ميگرفت که نيفتم!
نفس کار خيلي خنده داره اما اون لحظه خوب بود.با هم به ليز خوردن هاي ناشيانه من ميخنديديم و اون لحظه خوب بود.آخه يکي نيست بگه تو با قد۷۰/۱ متر ديگه چکمه پاشنه ۵ سانت پوشيدنت چيه!
:: خانمها حتی در مواقعی که نیازی به کمک ندارند مردان را به کمک کردن تشویق می کنند تا از علاقه آنان به خود مطمئن شوند::
نمی خوام در مورد درست و غلط بودن جمله بالا بحث کنم.اما خوب یه جورایی احساس می کردم همین طوره!

هنوز که هنوزه ازم ميپرسه چکمه هاتو بردي کفاشي زيرش لژ بزنه؟ و من با خنده ميگم :نه
آخه اون لحظه رو دوست دارم..
چيکار کنم من اينم...

+ آهو ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٩
    پيام هاي ديگران ()