آهــــــو

 

امروز بالاخره کارت کتابم رسيد.ميخوام برم کتاباي افسانه رنگ هاي دونادون ، يکي از زن ها دارد ميميرد،احتمال پرسه و شوخي(اگه پيداش کنم)ولائورادياس(اثر کارلوس فونته که يه رمان بلند عاليه) رو بگيرم.
الانم دارم کتاب مرد،زن،ارتباط رو ميخونم که البته تا حالا هيچي ازش نفهميدم.نميدونم انقدر که ميگفتن من ازش انتظار بيشتري داشتم. نوشته هاش برام جالب نيست.فکر ميکنم کتاب (زنان خوب به آسمان ميروند،زنان بد به همه جا ميرسند)خيلي خوندني تر باشه.يه کتاب روانشناسيه که عليرغم اسم عجيبش خيلي مطالب جالبي در مورد زنها داره.(نوشته اوته ارهارت).
انگار من عيد رو هم يه خورده زود تبريک گفتم.واقعا نميدونم چرا تبريک گفتم!شايد از روي عادت.چون عيد از نظر من اين روزا نيست.روزيه که خودم شاد باشم، راضي باشم ،و خيلي چيزاي ديگه.
راستي وبلاگ خونا و وبلاگ نويس هاي عزيز تورو خدا اگه کتاباي مرجع براي شرکت توي کنکور کارشناسي ارشد رشته مترجمي زبان انگليسي رو ميشناسين بهم بگين.چون مثل خر تو گل گير کردم.
اگه اون مرجع هارو پيدا کنم مثل آدم ميشينم درس ميخونم و انقدرم از کتاباي مردم ايراد نميگيرم!
ديگه اينکه....
ديگه اينکه امروزم کلي وبلاگ زنونه خوندم که لينک بعضي هاشونو ميخوام بذارم.خوب که چي؟
که بخونمشون.بازم که چي؟آخه بعضي هاشون خوب مينويسن.با نوشته هاشون حال ميکنم.
احساس نزديکي بهشون ميکنم.بعضي حسها توي زنها مشترکه.و اگه بعدا نگن که من فمينيستم خوندن کتابي رو که گفتم بهشون توصيه ميکنم.فمينيست بودن رو به شکل افراطي دوست ندارم.هيچ تعصبي رو به شکل افراطي دوست ندارم.بيشتر از اين که صرفا مدافع حقوق خانم ها باشم ترجيح ميدم طرفدار انسان بودن باشم.آخه ما تو دنيا آدم زياد داريم.اما انسان......چه عرض کنم
+ آهو ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٩/۱٤
    پيام هاي ديگران ()