آهــــــو

رجعت ناممکن قــــــو ها

باز يه سيلي ديگه.باز دهن کجي زندگي.سيلي از دست حقيقت.واقعيت من.واقعيت تنهايي من.تنهايي ابدي من...من و آشفتگي هاي ذهنم.من و سوالهاي بي جواب.من و آينده اي مبهم.من و روياهام.من و خاطره هام. من و حقيقت...قصه اي که باز بوي تموم شدنش مياد.بايد تمومش کنم.
احساس ميکني يهو پشتت خالي خاليه.و هجوم باد سرد پاييزي که به صورتت ميخوره.و باز اين واقعيت غير قابل انکار. که باز بايد بري. حتي تنها.بايد ادامه بدي. روي پاهاي خودت.مثل قبل ها.به گذشته نگاهي ميندازي و باز به راهت ادامه ميدي.
لحظه هاي خوب زندگي هميشه کوتاهن.ديگه هيچ شادي براي من پايدار نيست.اينو ميدونم.اينو ميدونم.لحظه هايي که همه چيزو به دست فراموشي ميسپرم و ميخندم کوتاهن.تموم ميشن.و باز من ميمونم و من.
آهنگهاي قديمي gypsy king . صداش تو گوشم ميپيچه.ميرم تو دنياي ده سال پيش.چشمامو ميبندم و به خاطراتم فکر ميکنم.خاطراتي که يه روز زندگي من بودن ولي حالا...
چقدر اين لحظه ها آشناست.چقدر اين لحظه رو تجربه کردم.و باز تجربه خواهم کرد.و باز...
خاطرات گذشته مثل شلاق افتادن به جونم.
ده سال پيش .دنياي بي غصه يه دختر. آدم هاي اون رورا.عشق ها.شور ها.خنده ها.گريه ها.
آدمايي که حالا نيستن.جاهايي که الان فقط يادي ازشون توي سينم مونده.
انگار همين ديروز بود.يا شايدم نه. خيلي دور بود. خيلي دورا....

**************************

بار اول نيست که اين به سرم مياد
نميتونم شروع دوباره کنم
وقتي ميدونم که رفتني هستي
من اسيرم
پر پرواز منو بستن
نميتونم اين عشقو دامن بزنم
نميتونم
تورو
خودمو
توي اين آتيش بندازم
عزيز دل من
اينو بفهــــــــــــــــم

************************

صداي پاي آهو م مياد. باز رومو برميگردونم و اشکامو پاک ميکنم.تکرار دوباره و دوباره...
باز به روش ميخندم.و ميرم توي دنياي اون. آهو برام يه بچه خندون ميکشه و ميذاره جلوم. به نقاشي نگاه ميکنم.نقاشي داره به من ميخنده.آهو هم به من ميخنده. شايد زندگي منم تو خنده هاي آهو قراره معني پيدا کنه.دليلي براي بودن. براي سر پا بودن.براي تسليم نشدن. براي پيش رفتن...

***************************

...و مردابم همان اندازه مي ترسد که مي ميرد
کجا تو ،
من ... کجا و رجعت نا ممکن قـــــــــــــــــــو ها

+ آهو ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/٩/٢٠
    پيام هاي ديگران ()