آهــــــو

آقاجون

 

همه اینجا برای مراسم سالگردتون جمعند. اما شما نیستی.

همه اینجا جمعند اما هیچ کدومشون نمی دونن که شب آخر که خونه بودید ناخن کدوم شصت پاتون از اون یکی بلند تر بود و مثل همیشه روی کدوم پلهو خوابیدید.

یه عکس قشنگ از خودمون دارم. بلد نبودم اینجا بذارمش. من ٧-۶ سال بیشتر ندارم. شما جلوی درخت موی حیاط خونه مون نشستی و من بالای سرتون ایستادم و با اون دوربین کداک عکس گرفتیم. یادتون هست؟

یادتون هست؟

.

.

.

 

 

+ آهو ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢۸
    پيام هاي ديگران ()