آهــــــو

 

ديشب خواستم بخوابم. چشمامو که بستم ياد تمام کساني افتادم که توي وبلاگ جسته گريخته شناختمشون.قصه درداشونو خوندم.قصه غصه هاشونو. حتي قصه خوشحالي هاشونو. غصه م گرفت از اينکه بعضي ها اين روزها چقدر تنها و درگيرند.مثل خود من..
اما خوشحال شدم از اينکه ديدم اين اپيدمي تنهايي ، توي يه دنياي مجازي ( اينترنت) چجوري مغلوب ميشه.. جنسيت فرق نميکنه. همه اينجا يه وجه مشترک دارن.همه با زبوني مشترک و جديد با هم ارتباط برقرار ميکنن.

ما به دنيا آمده ايم تا زندگي را جشن بگيريم.دنيا را دوست بداريم. با کم و زيادش بسازيم.و به اين شادمانگي ادامه دهيم.به جهنم!
مهم اين است که زنده ايم..

گذر زمان با لائورادياس/نوشته کارلوس فوئنتس
+ آهو ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢۳
    پيام هاي ديگران ()