سپاس


اگر در کهکشاني دور
دلي ، يک لحظه در صد سال
ياد من کند ، بي شک
دل من در تمام لحظه هاي عمر
به يادش ميتپد پر شور
من اينک ، در دل اين کهکشان نور
صفاي سينه ات را با کدامين عمر صد ساله
پاسخ ميتوانم داد؟

براي خودت که ميدوني کي هستي.ممنونم.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشی

حالا به خودمون بگيريم يا نه!؟ شاد باشی.

شبهای مسکو

هر وقت اينجا ميام اصلا دلم نميخواد پيام بذارم . دليلشو اميدوارم بدونيد! اين رو اصلاح کنيد تعداد پيامهاتون مطمئنم چند برابر ميشه(!؟)

بوف کور

آشنا !تو که انگار با من از خودم آشنا تری!تو چرا؟تو چرا هيچ خبری از من نگرفتی؟من بايد ميون مرداب شبا جون بکنم. تو بری تو حوض نقره ای سحر شنا کنی؟

شبهای مسکو

نگران نباشيد. دوست گرامی! منظور من اين موسيقی زيبا و دلنشين بود ! ترکيب آن با نوشته های زيبايتان لحظاتی مرا به فکر فرو ميبرد . معمولا دلم نمی آيد آنرا قطع کنم .ببخشيد!

Arad

هنوز زنده هستم.

آهو

آراد عزيز، مگه قراره غير از اين باشه؟

كيوان

به به!آهو خانم...خورشيد رو ميبيني؟...شايدم دلت براي كوير تنگ بشه!...شعر هم كه ميگي!!راستي با اجازت يه لينك بهت دادم تو وبلاگم...فعلا....

جواد

خسته نباشی آهو خانوم. اميدوارم هميشه موفق باشی و (( عاشق )).

كيوان

راستش ما جواب ايميلتو داديم..شايد تو راه مونده...اگه نرسيده يه جورايي آمار بده تا دوباره بفرستم... فعلا...