ملتمسانه

گوشَت صدا کند جناب سرهرمس که نقل قول کردی آرامش بهتر از حقیقت است. و من خواندم آرامش بهتر از حقیقت است.و هی به خودم گفتم لابد آرامش بهتر از حقیقت است. و هی خودم را خر کردم که اصلن آرامش بهتر از حقیقت است. و هی دنبال آرامش قسطی گشتم. زور زدم و دنبالش گشتم. زر زدم و دنبالش گشتم. خودم را تکاندم و دنبالش گشتم. کله معلق زدم و دنبالش گشتم. با قرص خوابیدم و دنبالش گشتم. و وقتی حقیقتی پیدا نیست، لابد باید به همین آرامش قسطی زورکی لنگ در هوا قناعت کرد. تو که نوشتی آرامش بهتر از حقیقت است. کاش نقل قول کرده بودی مثلن: "اصلن حقیقتی وجود ندارد که با آرامش تاخت بزنی" یا "حقیقت همان آرامش گمشده است" یا "گور بابای آرامش، بگردید دنبال حقیقت بلکه از خجالت خودتان درآمدید" .. نه خداییش بهتر نبود؟ کاش من هم یک فیلسوف بودم. همین جمله آخر را می گفتم و خلاص. کمترینش این بود که تا حالا از خجالت خودم درآمده بودم.
/ 2 نظر / 39 بازدید
حميد

شايد آرامش در درک دردناک اين نکته باشد که حقيقت سراب مبهمی است در برهوت واقعيت...

پسر ادم

دیریاب است. شاید راهش این باشد که هر جا که هستی همان جا باشی ( با تمام وجود) نه در حسرت گذشته نه در بیم آینده بلکه در عین حال